سایه
اول: سلام
دوم: حالم اصلا خوب نیست! به خاطر باخت تیم ملی آلمان!
سوم: فقط خواستم این بار یک شعر فارسی بنویسم و البته از خودم!
چهارم:
>روی حرف هایم٬
سایه ای بود!
سایه مردی٬ بند کفش هایم را
آرام آرام
در راه جاده می بست٬
و من
در پیچی بلند غرق شدم!<
آخر:نظر فراموش نشود٬ خداحافظ.
>>اسمشو نبر<<
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۵ ساعت 14:17 توسط اسمشو نبر
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!