پدرم که بمیرد

«آقای مرسلی» من خواهم شد!

( در واقع مرسلی کوچک خواهد مرد)

عینک و ذره بینش،

احتمالا سال ها،

به دردم نمی خورد!

دفنش که کردم، بنا به وصیتش،

سالگردش را هم دفن خواهم کرد،

و وصیتش را هم!

پدرم که بمیرد

روزی نیم ساعت به احترامش

روزنامه خواهم خوند

و بیست و سه و نیم ساعت دیگر

(به احترام او)

زندگی خواهم کرد.

 

شعر از ساتامپوچی فراشکا-شاعر فقید  آرکلندی !