سلام
دلم برای همه تون تنگیده... اگه درس نداشتم ...
سه شنبه ی هفته ی پیش رفتم دوچرخه ! جای همه تون خالی
خاله رستگار مثل همیشه خندون و شاد بود ! منو برد تو اتاقش ... بازم جای همه تون خالی ! آخه انقدر با هم گل گفتیم و گل شنفتیم که وقتی خواستم از اتاقش بیام بیرون اصلا نفهمیدم حدود سه ربعی گذشته ...
قورباغه های خاله هم حالشون خوب بودند !
خاله به همه تون سلام رسوند !
در پناه حق .............................برام دعا کنید (احتیاج شدید به دعای شما دارم )
+ نوشته شده در یکشنبه 4 تیر1385ساعت 0:20  نویسنده سپیده الوندی
|
