تبليغاتX
دوچرخه

دوچرخه

خرِ مش ممد نشست كنار مش ممد.بهش ﮔﻔﺖ:مش ممد مي خوام باهات دردو دل كنم . مش ممد ﮔﻔﺖ :ﺑﮕﻮ,ﮔﻮشم با توِ!! خر جزن كه رم كرده بود,ﭘالونشو در آورد و شروع كرد به دردو دل. ﮔﻔﺖ : ببين مش ممد,من دلم زن مي خواد !مش ممد ﭼشاش هشتا شدو ﮔﻔﺖ : اٍه واه ه ه ه !!!!!!خرِ ﭘرو,تو خجالت نمي كشي كه تو روي صاحابت ميﮔﻲ زن مي خواي؟؟؟

خر جون كه رم كرده بود,شروع كرد به ﮔﺮيه و زاريو آه و ناله﴿!!!!!!!!!﴾كه مش ممد جون بي خيال شو و بيا اين خرِمش مريم رو واسه من ﺑﮕﻴﺮ!!!
مش ممد ﭘاشد و كلي خر جون رو كتك زد . اما اون بازم خرِ مش مريم رو مي خواست... عشقِ خر جونٍ مش مريم, حسابي ﭼشماي خر جونٍ مش ممد رو كور كرده بود و هر روز كه ميديدش كلي از خوشحالي,جفتك ميزد و عرعر ميكرد!!!! اما وقتي ميومد ﭘﻴﺶ مش ممد, فقط كتك ميخورد.
مش ممد مي ﮔﻔﺖ :خر جون ﭼرا اينقدر منو اذيت مي كني؟بيا برو ﭘالونتو تنت كنو برو تو آغلت .خر جونٍ مش ممد يك هفته ينجه نخورد و به قولِ خودش اعتصابِ غذا كرد!! ﭘاشو كرده بود تو يه نعل كه مي خوام خرِ مش مريم رو ﺑﮕﻴﺮم..

خلاصه مش ممد هر كاري كرد نتونست اين نعل ازدواج رو از كفٍ ﭘاي خر جونش بكنه!!
بعد از ﭼند روز مش ممد رفت خونه ي مش مريم. خر جونٍ مش مريم 3 تا ﭼاي آورد و نشست ﭘﻴﺶ مش ممد.مش ممد ﮔﻔﺖ :خر جون تو حاضري به عقدٍ خر جونٍ خوش ﺗﻴﭗ و قيافه ي من درآي؟

خر جونٍ مش مريم ﮔﻔﺖ :آره بابا ولي شرط دارم﴿!!﴾خر جونٍ شما بايد يك طويله ي دوﭘﻠﻜﺲ تو بالاي ده بخره,يك افسارِ طلا سفيد و يك ﭘالونٍ ابريشمي مهرم كنه!!!!مش ممد كلي دعوا و مرافعه كرد كه اي بابا﴿!!!!!!!!!﴾ﭼﻪ خبره آخه؟؟ ﭼﻪ جوري خر جونٍ من اينقدر مهرتو كنه تو اين اوضاع و احوالِ بيكاري؟؟؟
اصلأ ﻣﮕﻪ تو كي هستي؟؟؟ اونم ﮔﻔﺖ : به من ﻣﻴﮕﻦ خر مش مريم!!

خلاصه با اين طرز حرف زدنه خر مش مريم,مش ممد حسابه كار اومد دستش كه با اين مش مريم و خرش نميشه شوخي كرد!!!!تصميم ﮔﺮفت زودتر مراسم عقد كنان رو راه بندازه تا اين 2 تا خر زود تر برن تو طويلشون و با هم زندﮔﻲ كنن !روز عقد كنان رسيد .خرِ مش ممد مراسم رو تو طويله ي خودشون ﮔﺮفت و همه ي خراي محل رو دعوت كردن,خرِ غضنفر خان و خراي آقا قليدون و تقي خان هم بودن...

خرِ عاقد شروع كرد به خطبه خوندن, ﮔﻔﺖ :دوشيزه خر خانم,آيا وكيلم شما را به عقدٍ داﺋﻢ خرِ مش ممد,با مهريه ي يك طويله ي دوﭘﻠﻜﺲ تو بالاي ده,يك افسارِ طلا سفيد و يك ﭘالونٍ ابريشمي,در بياورم؟خراي محل عرعر كنون ﮔﻔﺘﻨﺪ: دوشيزه خر خانم رفته ﮔﻞ ﺑﭽﻴﻨﻪ!!!!!براي بار دوم خطبه رو خوند :
آيا وكيلم.....؟؟؟؟كه يهو دوشيزه خر خانم كه حوصلش سر رفته بود,جفتكي انداختو با عرعرﮔﻔﺖ : بلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللله !!!!!!!! و همه ي خرا دست زدنو يه كم سم كوبيدن,بعدشم با يونجه دهنشون رو شيرين كردن!!!
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 19:23  نویسنده  مریم خدادادی  | 

حركت مي كنيم

روى يك خط باريك

مى رويم...

تا مى رسيم به تابلويى بزرگ

و زرد رﻧﮓ

روى آن نوشته اند :

‹‹جاده در دستِ تعمير››

بى اهميت است !!

حركت مى كنيم

مى رويم...

خط باريك و باريك تر مى شود،

نقطه اى آن دورها

نا معلوم است،

به آن خيره مى شويم

اما

نا معلوم است,مانندِ مقصدمان

كنجكاو  مى شويم

مى رويم به نقطه ى نا معلوم ؛

ناﮔﻬان

در همان نقطه

 محو مى شويم...
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 12:38  نویسنده  مریم خدادادی  | 

Free Page Rank Tool