
دیدن پیرمرد در نوع خودش تجربه جالبی بود.حتی دیدن جرج کلونی و امیر قادری که شانه به شانه ت انقلاب را بالا می روند-به قول یک نفر!- نمی توانست به اندازه دیدن «پورنگ» مرا به هیجان بیاورد.ششمین دوسالانه ادبی دانشجویان سراسر کشور بود و منوچهر احترامی داور بخش طنز جشنواره بود. پیاده از درب 16 آذر وارد دانشگاه تهران شدیم.پیرمرد با لهجه جالبی صحبت می کرد که به نظر من ِشهرستانی، «غلیظ تهرانی» می آمد! صحبت از همان لهجه شروع شد و نمی دانم چه طورادامه یافت که احترامی به اصل و نسبش اشاره کرد ومعلوم شد که تهرانی اصیل است، اجدادش ساکن همین تهران بوده اند و نفهمیدم به شوخی گفت یا جدی- جرات هم نکردم بپرسم -وقتی گفت مثل اینکه اجدادش در گردنه های اطراف تهران راهزنی می کرده اند!
.....
دنباله هم دارد
