اولین عکس دسته جمعی ای که گرفتیم با هم این بود.
عکس دسته جمعی ما دوچرخه ای ها.
اصلا می دانی؟! این اولین اولین همه چیز بود.
رفتن به دفتر همشهری.
جیغ زدن.
هیجان زده شدن.
در اغوش گرفتن سردبیر و سرک کشیدن توی پوشه ها و کمد های اعضای تحریریه.
من بودم و نگار و پرنیان و مهسا و طاهره و نیلوفر.
من ذوق داشتم.
بقیه هم.
اما دلیل سیخ سیخ نشستن ها و یواشکی فوضولی کردن هایشان را اصلا نمی دانستم. و مصداق اصلی این حرف پرنیان است.که این روز ها در پیله کنکوری بودنش تار می تند.پرنیان سنگین رفتار می کرد و بیشتر از همه ما فوضولی!
روز خوبی بود.
روز خوبی که اولین همه چیز بود.
روز خوبی که هیچ وقت فراموشش نمی کنم.
چیلیک چیلیک عکس انداختن.
وقت هایی که خاله لیلا *را محکم بغل می کردیم و او صبورانه به ما لبخند می زد.

دومین عکس دسته جمعی را هم گرفتیم.
در تولد هفت سالگی دوچرخه.
در کانون فکری کودک و نوجوان.
وقتی که پرچم های رنگی را بالای سرمان می بردیم و جیغ می زدیم.
وقتی که برای خوردن کیک دوچرخه ای همیدگر را هول می دادیم.
وقتی که جیغ می زدیم که :" آی! صبر کنید.من هم می خواهم توی عکس باشم!"
و بعد صدای چیلیک چیلیک عکس انداختن بلند می شد و خنده های صورتی ای که تمامی نداشتند.
و همیشه چند نفر نبودند توی عکس.
و همیشه چند نفر نیستند توی عکس.
و همیشه جای خالی چند نفر حس می شود.
خدایا؟! چرا عکس دسته جمعی انداختن این قدر سخت است؟!
خدایا؟! چرا تا به حال همه همه همه ما دوچرخه ای ها نایستاده ایم کنار هم؟!
خدایا؟!چرا پسر ها خجالت می کشند که کنار ما دختران دوچرخه ای بایستند و عکس بیاندازند؟!
خدایا؟!چرا پسر ها خجالت می کشند تا عکس های دسته جمعی ما را کامل تر کنند!( مصداق این حرف امیر معینی دوست داشتنی می باشد.)

سومین عکس دسته جمعی را هم انداختیم.
در نمایشگاه مطبوعات.
جلوی غرفه رنگی رنگی دوچرخه.
میان یک عالم کاغذ و رنگ.
ما لبخند زدیم برای یک عکس یادگاری.
و بعد امدیم روی جلد دوچرخه پنجشنبه و صورتی شدیم.
با لپ های گل گلی صفحه ها را ورق زدیم.
خوشحال از اینکه دوباره با هم بودیم.
خوشحال از این که روی جلد هستیم.
خوشحال از ژست های اب دوغ خیاری!
و باز هم، دوباره و دوباره و همیشه دوباره ها جای خالی خیلی از دوستان حس می شود توی عکس، کنار ما!
پ.ن:
معرفی عکس اولی:
از راست به چپ:خانم شیوا حریری( مسوول صفحه نوجوان)، نگار یاریان، خانم لیلا رستگار(سردبیر)، پرنیان فلاحی، من، مهسا دوستی.
نشسته ها:نیلوفر محمدی،طاهره یافتیان
خاله لیلا = خانم رستگار
معرفی عکس دومی:
از راست به چپ:فرشته سلیمانی، فرشته شریعتی،زینب ناظمی،من، خانم شیوا حریری،مریم محمدخانی، مریم عرفانیان، پرنیان فلاحی،اقای فرهاد حسن زاده، اقای عباس تربن و مهلا شریف(دختر نشسته)
لینک برخی از دوستان این بغل هست.محض اطلاع!
توضیح برای عکس سومی:
فعلا اصل این عکس را ندارم.اما شاید روزی داشته باشم(!)
سوال:
موافقید یک روز ،همه با هم عکس بگیریم؟! به نظرتان 246_245 نفر در کادر جا می شوند؟! اصلا می شود که یک روز همه دوچرخه ای ها در عکس حضور داشته باشند؟! می شود که "می شود" های من بشود؟!



