آآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخیییییییییییششششششش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و این کلمه با مقادیری کش و قوس دادن به نواحی ای از جمله شونه، کتف، کمر، بازوها و گردن همراهه! آخه از تیر پارسال تا الان ما -یعنی من و بقیه ی کنکوری ها- مشغول درس خوندن یا به عبارت ساده تر همون خر زدن بودیم!!!
الان -همین الان الان!!- از سر جلسه ی آخرین امتحان پیش دانشگاهی میام! ایول! تموم شد!! فکر کنم اکثرتون تازه امتحاناتتون شروع شده باشه. اما مال ما تموم شد رفت پی کارش! خیلی هاتون حتماْ تعجب می کنین. خانوم حریری هم دیروز که دوچرخه بودم تعجب کرد که امتحانای ما دوم خرداد تموم می شه. برعکس همه!
ایول! ایول! و بازم ایول!! آخه مردیم از بس درس خوندیم. مردیم از بس تست زدیم. مردیم از بس فکر کردیم که چی می شه و چی نمی شه. مردیم از بس یه بار که خواستیم بریم مهمونی عذاب وجدان گرفتیم که از درسامون می مونیم. مردیم از بس...!!!
باورم نمی شه که دیگه تموم شد. یعنی واقعاْ تموم شد؟! (!) یعنی من دیگه امتحان نخواهم داد مگر در پایان ترم دانشگاه! اوه! باورم نمی شه. خیلی هیجان زده ام. اوووه!!! البته یه کم هم برام عجیبه که دیگه بچه دبیرستانی نباشم. یه جوری ام. یه احساس عجیبی دارم. نمی دونم چه طور بیان کنم!
هه هه هه!! ... ... ... ...
---------- ---------- -----------
چییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (در این قسمت تازه داره دوزاریم می افته که قضیه چیه!!!)
یعنی چییییییی؟؟؟؟!!! یعنی من دیگه هیچ وقت بچه مدرسه ای نیستم؟!!!! یعنی دیگه هیچ وقت زنگ تفریح نمی تونم با بچه ها جیغ و داد کنم و جلد ساندیس بترکونم و حرص ناظمو دربیارم؟!! یعنی دیگه هیچ وقت نمی تونم سر میز اول نشستن با دوستام لج بازی کنم؟! یعنی دیگه نمی تونم با بچه های دیگه برم اردو و شیطنت کنم؟! یهنی دیگه همه ی اینا تموم شد؟! (وای!)
----- ----- -----
بچه ها..اینو از ته دل می گم..نه شعاره..و نه چیزی که الکی بگیم و بهش اعتقادی نداریم. قدر لحظه لحظه هاتونو بدونین. بعداْ حسرتشو می خورین. جدی می گم. باور کنین.